معرفی وبلاگ
صداقت - محبت - سلامت - آرامش
دسته
فیدها
سایت ندای فضیلت
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2531
تعداد نوشته ها : 15
تعداد نظرات : 2
Rss
طراح قالب
GraphistThem272

اراده ی آفریننده ، چنین است که همه آفریده ها ، خوشبخت و سعادتمند باشند . همه خوبان عالم کوشیده اند تا راه های خوشبختی را به همه نشان دهند .
ما در خانه خوشبختی زندگی می کنیم . زندگی زناشویی و مشترک ما یک «اما » دارد .


الف = اعتماد م = محبت الف = احترام

 

در 

 

 

ندای فضیلت

دسته ها :
1394/6/15 22:25

آیا تا کنون فــــکر کرده ایم که ما چند می ارزیم ؟ بدنمان چند می ارزد ؟
چشمهایمان چقدر ارزش دارد ؟

صد میلیون ؟ هزار میلیون ؟ صد میلیارد ؟ هزار میلیارد ؟ به قیمت تمام جواهراتی که در جواهر فروشیها هست ؟ به قیمت خانه ها و  ماشینهای یک شهر؟ به قیمت هر چه در یک کشور هست ؟ به قیمت تمام ساختمانها ، بانک ها ،کارخانه ها ، ثروتها و معدنهای اروپا و آمریکا ؟
به چه قیمت ؟ به هر قیمتی که شما بگویید به قیمت تمام دنیا ؟


لطفا" کمی فکر کنید ، به چه قیمتی دوست دارید چشمان تان را بفروشید ؟ بلی ، چشمان تان را ! هر دو چشم تان را !
لطفا" خوب دقت کنید خیلی مهم است ، شما می خواهید چشمهایتان را با چه چیز معامله کنید ؟ حواستان را جمع کنید ، معامله بسیاربزرگ و مهم  است .

 

منبع :http://nedayefazilat.ir/

دسته ها :
1394/6/5 18:29

حق الناس از مسائلى است که در قرآن جایگاه ویژهاى دارد. برخى از سوره هاى قرآن همچون مطففین، حجرات، همزه و برخى سوره هاى دیگر در زمینه حق الناس است.

 اکثر نهى هاى قرآن براى حفظ حق الناس است و تمام آیاتى که در زمینه مغفرت الهى است، حقوق مردم را در بر نمى گیرند. چنان که حتى خون پاک شهید که نماد بندگى است وامدارى به حق مردم را محو نمى کند.
در برخى روایات اهمیت حق الناس را از حق الله مهمتر دانسته اند. زیرا حق الناس، حق الله هم هست، ولى حق الله، حق الناس نیست. هر کس گناهى بکند فقط طرفش خداست و دیگر به کسى بدهکار نیست اما اگر کارى کند که حق مردم ضایع شود، خدا هم مدعى است.
پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند:
اَتَدروُنَ مَا المُفلس قالوا المُفلس فینا مَن لا دِرهَم له و لا مَتاع له فقال رسولالله(صلى الله علیه وآله وسلم): المُفلسُ من امتى مَن یاتى یومَ القیامةِ بِصَلاة و صیام و زکاة
و یأتى قَد شَتَم و قذفَ هذا و أَکَل مالَ هذا و سَفَکَ دمَ هذا و ضرب هذا فیعطى هذا من حسناته و هذا من حسناته فإن فنیت حسناتُه قبل أن یقضى ما علیه اخذ من خطایاهم فطرحت علیه ثم طرح فى النار [1]
رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) مردم را مخاطب ساخت و فرمود: مى دانید مفلس کیست؟ گفتند مفلس نزد ما کسى است که نه پول نقدى دارد و نه متاع. حضرت فرمود: مفلس امت من کسى است که با داشتن نماز و زکات و روزه به عرصه محشر مى آید اما کسانى را مورد تعدّى و ستم قرار داده است و به جان و مال و عرضشان (آبرویشان) تجاوز نموده است. به این دشنام داده و تهمت زده است، اموال این شخص را برده، خون او را ریخته و دیگرى را کتک زده است. براى جبران گناهانش از حسنات وى به این و آن مى دهند، اگر حسناتش تمام شود پیش از آن که برىء الذمه گردد از گناهان صاحبان حق مى گیرند و به حساب وى مى گذارند و سپس در آتشش مى افکنند.

اهمیت اداى حق الناس

امام باقر(علیه السلام) فرمود:
اول قطرة من دم الشهید، کفارة لذنوبه الاّ الدّین فان کفارته قضائه [2]
نخستین قطره خون شهید کفاره گناهان اوست مگر بدهى که کفاره آن اداى آن است.

امام صادق(علیه السلام) فرمود:
ما عُبِدَ اللّه بِشَىء اَفضَلُ مِن اَداء حَقّ المُؤمن [3]
عبادتى برتر از اداى حق مؤمن نیست.

على(علیه السلام) در مورد یکى از شرایط توبه مىفرماید:
أَن تؤدّى اِلَى المخلوقین حقوقهم... [4]
حقوق مخلوقین را به آنها ادا کنید.

ابوثمامه گوید: حضور امام باقر(علیه السلام) رسیدم و عرض کردم: فدایت شوم! من مردى هستم که مى خواهم در مکه اقامت گزینم ولى یکى از پیروان مذهب مرجئه از من طلبکار است و من به او مدیون مى باشم. نظر شما چیست؟ آیا بهتر است به وطنم بازگردم و بدهکاریم را به آن مرد بپردازم یا با توجه به این که مذهب آن مرد مذهب باطلى است، مى توانم پرداخت بدهى خود را به تأخیر انداخته و همچنان در مکه بمانم؟
امام(علیه السلام) فرمود: به سوى طلبکار بازگرد و قرضت را ادا کن و مصمم باش به گونه اى زندگى کنى که هنگام مرگ و ملاقات خداوند طلبى از ناحیه دیگران بر عهده تو نباشد. زیرا مؤمن هرگز خیانت نمى کند. [5]

شخصى به نام موسى بن عمیر از پدرش نقل نموده که امام حسین(علیه السلام) به من دستور داد که در میان یارانشان بلند بگویم کسى که به مردم بدهکارى دارد، حق ندارد در میان لشکریان من باشد. زیرا کسى نیست که مدیون باشد و بمیرد
و بعد از او اداى بدهى اش نشود مگر اینکه به خاطر بدهى اش وارد آتش خواهد شد. [6]

یکى از بزرگان دودمان نَخَع به حضور امام باقر(علیه السلام) آمد و عرض کرد: من از زمان حکومت حجاج (استاندار عبدالملک در کوفه) پیوسته فرماندار حکومت طاغوتیان بوده ام. آیا توبه براى من رواست؟ حضرت سکوت فرمود. او دوباره پرسید. امام باقر(علیه السلام) فرمود:
لا، حتّى تؤدّى الى کل ذى حق حقّه [7]

نمىتوانى، مگر اینکه همه حقوق حقداران را ادا نمایى.

حق الناس قبل از بلوغ

اگر شخصى در کودکى مالى را غصب یا سرقت کرده باشد و یا ضررى به دیگران وارد کرده باشد، او مدیون و ضامن است و باید از صاحب حق طلب حلالیت کند. اگر مالى که غصب یا سرقت کرده موجود باشد، باید برگرداند و اگر صاحب آن مرده باشد باید به وارثان او برگرداند. [8]

روشهاى آشنا کردن فرزندان با حق الناس
    فرزندان را متناسب با موقعیت سنى و ادراکى آنها، باید با مفهوم حق الناس آشنا کنیم. اسماعیل بن خالد مى گوید: از امام صادق(علیه السلام) شنیدم که فرمود: پدرم ما را جمع مى کرد و مى فرمود:
    یا بنى ایّاکم والتّعرض للحقوق [9]
    اى فرزندانم، از تعرض به حقوق دیگران خوددارى نمایید.
    بى اجازه فرزندان دست به وسایل آنها نزنیم تا حسّ احترام به مالکیت دیگران در آنها تقویت شود.
    چنانچه فرزندانمان بى اجازه دیگران از اموالشان استفاده نمودند در اولین فرصت جبران نماییم تا آنان بدانند کارشان صحیح نبوده است.
    در اولین موردى که فرزند حق الناس را مراعات نمود او را تشویق و بر صداقت و درستى او تأکید نماییم.

[1] . بحارالانوار، ج 69، ص 6، باب 96.

[2] . من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 183; وسائلالشیعه، ج 13، ص 85.

[3] . میزان الحکمه، ج 2، ص 481.

[4] .نهجالبلاغه، قصار 409.

[5] . بحارالانوار، ج 103، ص 142.

[6] . ناد فى الناس ان لا یقاتلن معى رجل علیه دین احقاق الحق; ج 19، ص 430.

[7] . کافى، ج 2، ص 331.

[8] . جامع المسائل فاضل، ج 1، ص 387.

[9] . وسائل الشیعه، ج 11، ص 545.

منبع : http://nedayefazilat.ir

دسته ها : دین و اندیشه
1394/5/28 13:22
 

 چند روز پیش پیامی دستم رسید مبنی بر چله ی کَلیمیه، چله ای که از اولِ ماه ذی القعده شروع میشه تا 40 روز بعد...

امروز پیامی دستم رسید مبنی بر کذبِ این چله و اینکه این چله مخصوصِ کلیمیان هستش و ربطی به مسلمونا نداره و تنها به نفعِ یهودیانِ...

اما چیزی که جای تعجب داشت این بود که بینِ یکسری افراد سرِ این مساله بحث شده بود که این چله راستِ یا دروغ!!

یه وقتا عده ای انقد خودشون رو تو مستحبات غرق میکنن که واجبات رو فدای مستحبات میکنن!!

اینکه حالا چله گرفته بشه یا نه اهمیتی نداره، اونم چله ای که هیچ سندیتی برای ما نداره...

اما اینکه حرمتِ انسانها بخاطرِ مستحبات شکسته بشه یعنی فاجعه!!

اینکه به اسمِ یکسری مستحباب حق با باطل در هم آمیخته بشه یعنی فاجعه!!

اینکه یه چله بگیری ولی بدیهی ترین حق؛ یعنی حق الناس رو رعایت نکنی یعنی فاجعه!!

...

«یا اهل الکتاب لم تلبسون الحق بالباطل و تکتمون الحق و انتم تعلمون»

ای اهل کتاب چرا حق را با باطل به هم آمیخته می کنید و حق را پنهان می دارید در حالیکه خود می دانید! / سوره آل عمران، آیه 71

سوته دلان نوشت:

این شعر به چندین بار خوندن می ارزه!!

بی تو به سامان نرسم ای سر و سامان همه تو / ای به تو زنده همه من ای به تنم جان همه تو

من همه تو، تو همه تو، او همه تو، ما همه تو / هر که و هرکس همه تو، این همه تو، آن همه تو

من که به دریاش زدم تا چه کنی با دلِ من / تخته تو و ورطه تو و ساحل و طوفان همه تو

ای همه دستان زِ تو و مستیِ مستان زِ تو هم / رمز مِیستان همه تو، رازِ نیستان همه تو

شور تو آواز تویی، بلخ تو شیراز تویی / جاذبه ی شعر تو و جوهرِ عرفان همه تو

 

(حسین منزوی)

منبع :http://aftabosayeha.blog.ir/

 

دسته ها :
1394/5/27 17:58

انسان به نیرویى درونى نیاز دارد تا افکار ، احساسات و رفتار او را مهار کند و به آنها نظم دهد . این مفهوم ، در ادبیات دینى ، ذیل عنوان «تقوا» مطرح مى ‏شود .( خود نظم دهی )
 یکى از مهم‏ترین عوامل خودنظم‏ دهى که دین معرّفى مى ‏کند ، «حیا»ست . از دیدگاه اسلام ، حیا در نظام تربیتى انسان از جایگاه والایى برخوردار است .



رسول گرامى اسلام ، خُلق و خوى اسلام را حیا معرّفى کرده  و فرموده است : حیا ، همه دین است .
حیا ، نیرویى است مهار کننده و نظم ‏دهنده که رفتارهاى روانى و فیزیکى انسان را بر اساس «شرع» و «عُرف» ، تنظیم مى‏ کند
حیا ، نه مبتنى بر ترس است ، نه مبتنى بر طمع ؛ بلکه مبتنى بر احترام به خود یا کرامت انسانى است که بر اساس آن ، وقتى فرد خود را در حضور شخصى کریم بیابد ، از ارتکاب زشتى‏ ها خوددارى و رفتار خود را تنظیم مى‏ کند . انسان به میزان کرامتى که از آن برخوردار است ، شرم دارد که به زشتى‏ ها آلوده شود و یا از زیبایى‏ ها محروم گردد . پس ، حیا مى ‏تواند در رأس نظام مهارکننده و نظم‏ دهنده انسان قرار گیرد و شاید به همین جهت باشد که خداوند متعال ، پیش از آن که مردم را به خوف (ترس) از خود فراخوانَد ، به حیا فراخوانده و فرموده است :


«أَلَمْ یَعْلَم بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى» .
آیا [انسان] نمى ‏داند که خداوند ، او را مى‏ بیند ؟


پیامدهای بی‏ حیایی


1 . اگر حیا نباشد ، همه کارى جایز است
اگر حیا نباشد ، هیچ کار زشتى ترک نمى‏ شود . حیا ، سدّى است که مانع ورود زشتى‏ ها و پلیدى‏ ها به قلمرو پاک انسانیت مى‏ گردد و نبود آن ، به معناى بى دفاع شدن قلمرو انسانیت است . بى‏ حیایى ، یعنى نبودِ کرامت نفس و عقلانیت و ارزش قائل نشدن براى هیچ کس .
رسول خدا ، در این باره فرموده است :
لَم یَبقَ مِن أمثالِ الأَنبِیاءِ إلاّ قَولُ النّاسِ : إذا لَم تَستَحیِ فَاصنَع ماشِئتَ .
از مثل‏ هاى پیامبران ، چیزى جز این سخنِ مردم ، باقى نمانده است : «هرگاه شرم نکردى ، هر چه مى‏ خواهى انجام بده» .
2 . اگر حیا نباشد ، خوبى خواهد مُرد
اگر حیا وجود نداشته باشد ، بساط خیر و زیبایى برچیده خواهد شد . به بیان دیگر ، «وا دارندگى به خوبى‏ ها» از ویژگى‏هاى حیاست . حال اگر حیا وجود نداشته باشد ، عامل وا دارنده به خوبى‏ ها و ارزش‏ها وجود نخواهد داشت و لذا نیکى و خوبى رخت برخواهد بست . به همین جهت ، امام صادق علیه‏السلام فرموده است که اگر کسى حیا نداشته باشد ، هیچ امیدى به خیر او نیست
3 . بى‏ حیایى و بدنامى
یکى دیگر از پیامدهاى بى‏ حیایى ، بدنامى است . فرد بى‏ حیا ، آوازه و اعتبار خود را از دست مى‏ دهد و به انسانى بدنام و بى اعتبار ، تبدیل مى ‏شود . شخص بى‏ حیا ، از این که چه مى‏ گوید و یا چه درباره او مى‏ گویند ، هیچ پروایى ندارد . چنین فردى ارزشى براى خویش قائل نیست و از این طریق ، خوش‏نامى را که مهم‏ترین سرمایه انسان است از دست مى‏ دهد . امام على علیه‏السلام فرموده است :
إیّاکَ وفِعلَ القَبیحِ ، فَإِنَّهُ یُقبِحُ ذِکرَکَ ویُکثِرُ وِزرَکَ .
از کار زشت بپرهیز ؛ زیرا تو را بدنام کرده ، گناه تو را زیاد مى‏ کند .
4 . محرومیت از لذّت عبادت
امام سجّاد علیه‏السلام ، یکى از علل کسلى (بى‏ حالى) در هنگام نمازگزاردن و عبادت کردن را بى‏ حیایى و کم حیایى مى ‏داند . شخص بى‏ حیا ، به موازات فاصله‏اى که از ارزش‏ها مى‏ گیرد و به ضدّ ارزش‏ها آلوده مى‏ شود ، از لذّت عبادت و معنویت نیز محروم مى‏ گردد .
من لم یکن له سخاء ولا حیاء ، فالموت خیر له من الحیاة ؛

«کسى که سخاوت و حیا ندارد ، مرگ براى او بهتر از زندگى است»

 منبع :http://nedayefazilat.ir/

دسته ها : دین و اندیشه
1394/5/25 17:32

صفا به معنی صافی شدن  و پاک و بی غش و بی کدورت بودن و صمیمیت به معنای ، یگانگی . یک رنگی . یک دلی آمده است . دو صفت زیبا و پسندیده .



 رفتارهایی که موجب ایجاد صفا و صمیمیت می شود بسیار و بی شمارند .
برای ایجاد صفا و صمیمیت باید این رفتارها را آموخت و بکار بست و حاکمیت رفتار ها را در محیط خانواده و اجتماع و . . . تثبیت کرد .آنگاه صفا و صمیمیت فراهم می شود .
در اینجا به تعدادی از رفتارهایی که موجب ایجاد صفا و صمیمیت می شوند اشاره می کنیم .
1-خوش اخلاق باشیم .
مهمترین رفتاری که موجب پدید آمدن صمیمیت می شود خوش اخلاقی است . مشخص است که منظور از حسن خلق  همان نرمی وملایمت و تحمل و شکیبایی است . می دانیم : عملی اگر کاشتیم ، عادتی درو خواهیم کرد. عادتی اگر کاشتیم ، اخلاقی درو خواهیم کرد. اخلاقی اگر کاشتیم، سرنوشتی درو خواهیم کرد. و سرنوشتی زیبا با خلق نیکو زیباست .
در حدیث 420 نهج الفصاحه می خوانیم : أفضلکم إیمانا أحسنکم أخلاقا. (هر کس از شما اخلاقش نیکتر ایمانش بهتر است. ) و همچنین در حدیث 907 می فرماید : إنّ من أحبّکم إلیّ أحسنکم أخلاقا.( هر کس از شما خوش خلق تر است پیش من محبوبتر است.)
بزرگان در این خصوص می گویند :
خلاصه و لب اخلاق دو کلمه است : مرنج و مرنجان . محمداسماعیل دولابی
بشر از ابتدا موجود ساخته و پرداخته ای نیست؛ بلکه با برگزیدن اخلاق خود، خویشتن را می سازد.ژان پل سارتر  
 زیبایی اخلاق و فهم ، روح را نوازش می دهد.  فرانسوا ولتر
2-خوش زبان باشیم .
عاملی دیگری که صفا و صمیمیت را در همه مکانها و زمان ها فراهم می آورد خوش زبانی است .
قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِّن صَدَقَةٍ یَتْبَعُهَآ أَذًى وَاللّهُ غَنِیٌّ حَلِیمٌ ﴿263﴾ بقره
سخن شایسته و پرده پوشى ، از صدقه اى که اذیت در پى دارد بهتر است ، خدا بى نیاز و بردبار است .
 و در حدیث 1325 نهج الفصاحه آمده است : الجمال فی الرّجل الّلسان. (جمال مرد، در زبان اوست.) و در حدیث 1330 می فرماید : الجنّة حرام على کلّ فاحش أن یدخلها.( دخول بهشت بر مردم بد زبان حرام است.)
 پس فراموش نکنیم که نه تنها باید سخن درست را در جای درست بیان کنیم ، بلکه دشوار‌تر آن است که در جایی وسوسه‌ انگیز، جلوی زبان خویش را بگیریم و سخن نادرستی نگوییم.
3-خوش برخورد باشیم .
خوش برخوردی  ، رفتار و عامل دیگری است که موجب  حفظ صفا و صمیمیت می شود . همه افراد علاقه دارند که دیگران با آنان برخورد خوبی داشته باشند .
برخوردهای اولیه افراد بسیار مؤثر و نقش آفرین است . به عنوان مثال سبقت گرفتن در سلام ، در برخوردها تأثیر بسزایی در دیگران دارد و روحیه ها و رفتارها را تغییر می دهد .
4-درک و احترام متقابل .
نکته و عامل دیگری در ایجاد صمیمیت و صفا موثر است . درک و احترام متقابل می باشد که در ابقای صمیمیت تاثیر خاصی دارد . بایستی همه به هم احترام بگذارند و احترام یکدیگر را حفظ کنند . از تک روی پرهیز نموده و به رای و تصمیمات همدیگر بها دهند .
و نکنه های بسیار در این باب . . .
که موجب صفا و صمیمیت می شود . بیاموزیم و بکاربندیم  و اثرات آن را مشاهده کنیم .
یا حق

منبع :http://nedayefazilat.ir/

دسته ها : دین و اندیشه
1394/5/23 21:4
دلم تنگ است و می دانم دلم تنگ است
و می دانم دلم بهر چه دلتنگ است
هوایی تازه می خواهم
چرا آقا نمی آیی ؟ چرا آقا نمی آیی؟
. . . . . . . .    
گنه کارم و می دانم
منم یک بنده ای از بندگان خالق یکتا
و سرد گم در این دنیا
تو می دانی و می بینی
خودِ خود را که گم کردم
خطاها کرده ام آقا
. . . . . .     
در این وادی که می نامند ، همان آشفته بازارش
خدایا من چه می بینم
محبت ها صداقت ها همه همچون سراب اینجا
رفاقت ها ، عطوفت ها ، چو عمر یک حباب اینجا
به چشمی بسته ناظر بر جهانیم
حیا در گوشه ای پنهان شده اینجا
 و غیرت هم بدنبالش
توکل را رها کردیم
و دست آویز این و آن
که شاید مرحمی باشند
دریغ و صد دریغ ، مرحم کجا بوده
. . . . .
خطاها کرده ام آقا
منِ عاصی که بی پروا
رهایی از گذر را با دروغ و کذب می دانم
تملق پیشه خود کردم و
با رنگی دگر من جلوه ها کردم
خودم را هم رها کردم
خطا ها کرده ام آقا  ،خطا ها کرده ام آقا
. . . . .
چه بی شرمم
که می گویم
چرا آقا نمی آیی ؟ چرا آقا نمی آیی ؟
منبع : http://nedayefazilat.ir

دسته ها :
1394/5/22 12:15

سعی میکنی با ساده ترین و راحت ترین زبانِ ممکن یه مطلب رو بنویسی تا حداقل خواننده ی اون متن به اندازه ی حتی 5 دقیقه هم که شده احساسِ بدی نداشته باشه و مطلب رو متوجه بشه...

اما وقتی که می بینی یه مطلبی رو نوشتی و بعد یه خواننده از راه میرسه و بدون توجه به مطلبت یه کامنتِ عاشقانه یا از جنسِ خیانت یا فلسفی از یه سری نویسنده های غربی و شرقی برات میذاره یا میگه به روزم بهم سر بزن، اون موقع است که حس میکنی انگار یه ظرف آبِ یخ ریختن رو سرت!!

 «و لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر»/ سوره قمر

خداوند طورى قرآن رو به شنونده القاء می کنه، و به عباراتى در میاره که فهم مقاصدش براى عامه و خاصه و براى فهم‏ هاى ساده و عمیق آسون باشه...

اما با این همه سادگی وقتی که موقعِ جواب دادنِ ما میشه با کامنت های بی ربط جوابشو میدیم یا...!!

سوته دلان نوشت:

خدایا ممنون بابتِ اینکه هرچقد من گوشِ شنوا برای حرفای حقت ندارم اما تو برای شکوه های من داری...


«والسلام علی من التبع الهدی»

منبع : http://aftabosayeha.blog.ir/ سوته دلان

دسته ها : دین و اندیشه
1394/5/22 11:42

شهادت ششمین شمع روشنگر و وصی پیغمبر، تسلیت و تعزیت.

مختصری از زندگانى‌ حضرت امام صادق (ع)

حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ علیه‌ السلام‌ رئیس‌ مذهب‌ جعفرى‌ ( شیعه‌ ) در روز 17ربیع‌ الاول‌ سال‌ 83 هجرى‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود .

پدرش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) و مادرش‌ "ام‌ فروه‌" دختر قاسم‌ بن‌ محمد بن‌ ابى‌ بکر مى‌باشد.



کنیه‌ آن‌ حضرت‌ : "ابو عبدالله‌" و لقبش‌ "صادق‌" است‌ . حضرت‌ صادق‌ تا سن‌ 12 سالگى‌ معاصر جد گرامیش‌ حضرت‌ سجاد بود و مسلما تربیت اولیه‌ او تحت‌ نظر آن‌ بزرگوار صورت‌ گرفته‌ و امام‌ ( ع‌ ) از خرمن‌ دانش‌ جدش‌ خوشه‌ چینى‌ کرده‌ است‌ .

پس‌ از رحلت‌ امام‌ چهارم‌ مدت‌ 19 سال‌ نیز در خدمت‌ پدر بزرگوارش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) زندگى‌ کرد و با این‌ ترتیب‌ 31 سال‌ از دوران‌ عمر خود را در خدمت‌ جد و پدر بزرگوار خود که‌ هر یک‌ از آنان‌ در زمان‌ خویش‌ حجت‌ خدا بودند ، و از مبدأ فیض‌ کسب‌ نور مى‌نمودند گذرانید .

بنابراین‌ صرف‌ نظر از جنبه‌ الهى‌ و افاضات‌ رحمانى‌ که‌ هر امامى‌ آن‌ را دار مى‌باشد ، بهره‌مندى‌ از محضر پدر و جد بزرگوارش‌ موجب‌ شد که‌ آن‌ حضرت‌ با استعداد ذاتى‌ و شم‌ علمى‌ و ذکاوت‌ بسیار ، به‌ حد کمال‌ علم‌ و ادب‌ رسید و در عصر خود بزرگترین‌ قهرمان‌ علم‌ و دانش‌ گردید .

پس‌ از درگذشت‌ پدر بزرگوارش‌ 34 سال‌ نیز دوره‌ امامت‌ او بود که‌ در این‌ مدت‌ "مکتب‌ جعفرى‌" را پایه‌ ریزى‌ فرمود و موجب‌ بازسازى‌ و زنده‌ نگهداشتن‌ شریعت‌ محمدى‌ ( ص‌ ) گردید .

زندگى‌ پر بار امام‌ جعفر صادق‌ ( ع‌ ) مصادف‌ بود با خلافت‌ پنج‌ نفر از بنى‌ امیه‌ ( هشام‌ بن‌ عبدالملک‌ - ولید بن‌ یزید - یزید بن‌ ولید - ابراهیم‌ بن‌ ولید - مروان‌ حمار ) که‌ هر یک‌ به‌ نحوى‌ موجب‌ تألم‌ و تأثر و کدورت‌ روح‌ بلند امام‌ معصوم‌ ( ع‌ ) را فراهم‌ مى‌کرده‌اند ، و دو نفر از خلفاى‌ عباسى‌ ( سفاح‌ و منصور ) نیز در زمان‌ امام‌ ( ع‌ ) مسند خلافت‌ را تصاحب‌ کردند و نشان‌ دادند که‌ در بیداد و ستم‌ بر امویان‌ پیشى‌ گرفته‌اند ، چنانکه‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) در 10 سال‌ آخر عمر شریفش‌ در ناامنى‌ و ناراحتى‌ بیشترى‌ بسر مى‌برد .

 

یکی از وصایای امام صادق علیه السلام

وصیت امام به زید شحام:

زید شحام مى‏گوید: ابوعبدالله (ع) به من فرمود: به همه کسانى که به نظر تو، مطیع ما هستند و از ما حرف مى‏شنوند، سلام برسان.

من همه شما را به تقواى الهى و ورع دینى فرا مى‏خوانم، و اینکه براى خدا کوشش کنید، راستگو باشید، اداى امانت کنید و سجده‏ هاى طولانى داشته باشید و براى همسایگان خوبى باشید که محمد(ص) ، با این تعالیم و آموزشها آمده است.

امانت و ودیعه اشخاصى را که شما را امین شناخته‏ اند و چیزى را به شما سپرده‏ اند، چه نیکوکار باشند یا بدکار، به ایشان سالم پس دهید؛ زیرا رسول الله صوات الله علیه دستور دادند که حتى نخ و سوزن هم تحویل شود.

و به خویشاوندان و اقوام خود صله و احسان کنید و بر جنازه آنان و در تشییع شان شرکت نمائید و بیمارانشان را عیادت کنید و حقوق ایشان را ادا نمائید؛ چون اگر یکى از شما (چنین رفتار کند و) در دین خویش ورع داشته باشد، راست بگوید، اداى امانت کند و با مردم خوش اخلاق و خوشرفتار باشد، گفته مى ‏شود: این جعفرى است و من خوشحال می شوم و از این وضع دلشاد مى‏ گردم و گفته مى ‏شود: اینگونه است ادب و تربیت جعفر، اما اگر جز این باشید، گرفتارى و ننگ و عار شما بر من است و گفته مى ‏شود: اینگونه است تعلیم و تربیت جعفر؟

به خدا سوگند، حدیث کرد مرا پدرم که مردى در میان قبیله‏ اى از شیعیان على (ع) شمرده مى‏ شود که وارسته ‏ترین، امانت‏دارترین، راستگوترین، و درزمینه قضاوت، عادلترین آنان باشد و وقتى از افراد قبیله راجع به او سؤال شود که او چگونه مردى است، پاسخ دهند: چه کسى همانند اوست؟ راستى که او امین‏ترین و صادق‏ترین ماست.

منبع : آوینی

دسته ها : دین و اندیشه
1394/5/19 21:7

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا 63 فرقان

بندگان خاص خداوند رحمان‏،کسانى هستند که با آرامش و بى‏ تکبّر بر زمین راه مى ‏روند؛وهنگامى که جاهلان آنها را مخاطب سازند [و سخنان نابخردانه گویند]،  به ملایمت پاسخ می ‏دهند

حدیث 1767 نهج الفصاحه

السّکینة مغنم و ترکها مغرم.

آرامش غنیمتى است و ترک آن خسارتى است.

حدیث 1864 نهج الفصاحه

الصدق طمأنینة و الکذب ریبة.

راستى مایه آرامش است و دروغ مایه تشویش.

***********

اصل خشم و غضب از آتش است که زخم آن به دل می رسد و نسبت آتش با شیطان است، آنجا که گفت: «خَلَقْتَنی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ»(اعراف: 12) و کار آتش حرکت و ناآرامی است، در حالی که کار گل و خاک سکون و آرامش است و هر کس خشم بر او غالب شود، نسبت و شباهت او با شیطان بیش از آدم است.

 امام محمد غزالی

***********

لحظه ای تفکر کنید و چیزهای  بی ارزش که فانی هستند را برشمارید و با بهره گیری از صفت آگاهی آن ها را بسنجید ، سپس نتیجه گیری کنید چیزهایی که رفتنی و فانی است و فقط در دنیا هستند و این را باور قلبی داشته باشید ، آن وقت آرامشی وصف نشدنی خواهید داشت.

محمداسماعیل دولابی

************

اگر آرامش نداریم، به این دلیل است که فراموش کرده‌ایم به یکدیگر وابسته‌ایم.

 مادر ترزا

************

آیا کسی به شما بدی کرده است؟او را ببخشید،حتی پیش از آنکه از شما طلب بخشایش کند.آنگاه ذهن شما در آرامش خواهد بود و جهان اطراف به شما لبخند خواهد زد.

جی پی واسوانی

*********

در قانون هستی، شادی، آرامش و آزادی زمانی تحقق می یابند که آنها را ببخشیم.

رالف والدو امرسون

**********

وقتی انسان آرامش را در خود نیابد ، جستجوی آن در جای دیگر کار بیهوده ای است.

گوته

***********

هر کس را سرنوشتی مقدر است . یکی روز و شب در طلب سربلندی و سروری به جان  می کوشد و بهر ه اش جز خستگی و فرسودگی و نامرادی چیزی نیست . به تعبیر دیگر در کنار چشمه روشن و گوارا تشنه  می ماند. از سوی دیگر بی هنری بی اختیار ، بی آنکه تن به کار و کوشش بسپارد ، روزگار بر او می خندد و از همه گونه آسایش و آرامش برخوردار می گردد . پروردگار چنین خواسته و تدبیر بر تقدیر کارگر نمی افتد .

 بزرگمهر

منبع : http://nedayefazilat.ir

دسته ها : دین و اندیشه
1394/5/17 18:4
X